من بودم و تو، نشد که مایی باشیم پیغام سکوت کوچه هایی باشیم هر روز نوشتیم ز دلتنگی ها یک بار نشد پی چرایی باشیم گاهی که دچار حسرت دیداریم از جنس خیال آشنایی باشیم در شهر اگر برایمان جایی نیست دنبال مسیر رد پایی باشیم این خاک و تمام آسمان غربت ماست این قدر چرا به فکر جایی باشیم وقتی که تمام داستان ها تلخند پایان قشنگ ماجرایی باشیم بی قافیه و ردیف گوید این بیت گئل، قؤیما که قانه دؤنسی گؤز یاشیم ۸۸/۱۱/۱۰
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم بهمن 1388ساعت 10:30 توسط اکبر هدایتی |